سيد جلال الدين آشتيانى

918

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

روايات معتبرى كه عامه و خاصه نقل كرده و حكم به صحت آن نموده‌اند « 1 » و دلالت بر افضليت على از جميع انبياء و اولياء مىنمايد ، زياد است ؛ از جمله « أنا و على من شجرة واحدة و الناس من اشجار شتى » . ايضا وارد شده است : « قسمت الحكمة عشرة أجزاء ، فاعطى علىّ تسعة و الناس جزء واحدا » در كثيرى از روايات ، حضرت ختمى ، قرب خود را به على « عليه السلام » ، و اتحاد معنوى خويش را با آن حضرت و وارث بودن على علم و فضائل حضرت ختمى را بلفظ ولايت و وصايت و خلافت ، اعلام نموده است مثل : « يا على انت وصيى و وارثى و خليفتى » . علماى عامه نقل كرده‌اند كه پيغمبر مشاهدات خود را در ليلهء معراج چنين بيان نموده است : « فاجتمع على الانبياء في السماء ، فاوحى الله تعالى الى ، سلهم يا محمد بما ذا بعثتم ؟ فقالوا بعثنا على شهادة أن لا إله الا اللّه و على الاقرار بنبوتك و الولاية بعلى بن ابى طالب » . اين‌ها رواياتى است كه از طرق عامه نقل شده است . خدا مىداند بنى اميه و اتباع آنها با صرف پول و زور چه اندازه از روايات حاكى فضائل اهل عصمت را محو كرده‌اند . قسمتهائى كه در كتب نقل شده و محفوظ مانده است ، عشرى از اعشار فضائل اهل عصمت است . و حق تعالى اتماما للحجة ، قسمتى از اين روايات را بقدرت باهرهء خود حفظ كرده است . دشمنان آل عصمت نتوانستند به كلى فضائل آل محمد را از صفحات كتب حك نمايند . وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ . پرىرو تاب مستورى ندارد * چو در بندى سر از روزن در آرد بنا بر آنچه ذكر شد ، على در مقابل عيسى واقع شده است . عيسى اقرب انبياء به حضرت ختمى ، و على اقرب اولياء است . با اين فرق كه على بحسب باطن

--> ( 1 ) . انبياء همان‌طورىكه ذكر كرديم ، مظاهر امهات اسماء حقند ، و امهات اسماء محكوم به حكم اسم اعظم و جامعند . مظهر اسم اعظم حق ، خاتم انبياء و اولياء است ؛ لذا امت حضرت محمد ( باعتبار وجود اولياى محمديين و ائمه طاهرين ) بهترين امم مىباشند . علماى امت او كه ائمهء اطهار باشند ، مثل انبياء بنى اسرائيل ، بلكه افضل از انبياء بنى اسرائيلند .